|
|
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني
خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد...
خيانت تنها اين نيست كه
دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري
خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

آمار زخمهای روی پشتم به هزاران رسید
روزت مبارک خیانت
کاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
به سرا پای تو لب می سودم
کاش چون نای شبان می خواندم
بنوای دل دیوانه تو
خفته بر هودج مواج نسیم
میگذشتم ز در خانه تو
کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده لرزان حریر
رنگ چشمان ترا میدیدم
کاش در بزم فروزنده تو
خنده جام شرابی بودم
کاش در نیمه شبی درد آلود
سستی و مستی خوابی بودم
کاش چون اینه روشن میشد
دلم از نقش تو و خنده تو
صبحگاهان به تنم می لغزید
گرمی دست نوازنده تو
کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب ماه تماشا میکرد
در دل باغچه خانه تو
شور من ...ولوله برپا میکرد
کاش چون یاد دل انگیز زنی
می خزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم ترا میدیدم
خیره بر جلوه زیبایی خویش
کاش در بستر تنهایی تو
پیکرم شمع گنه می افروخت
ریشه زهد و تو حسرت من
زین گنه کاری شیرین می سوخت
کاش از شاخه سر سبز حیات
گل اندوه مرا میچیدی
کاش در شعر من ای مایه عمر
شعله راز مرا میدیدی
( فروغ فرخزاد)
اس ام اس ايام فاطميه
از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد
نشناخته توصيف مقامش نكنيد
هر كس در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نكنيد
در خانه آه دارد علي
عشق پهلو شکسته داردعلي
آن پسر جان داد فداي مادرش
حسن حسين داغ مادر دارند ياعلي
يا علي رفتم بقيع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
يا علي قبر پرستويت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بويت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بي فاطمه (س) بي حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
سبد سبد بياريد گلهاي نيلوفري رو
بيايد عزا بگيريم روزاي بي مادري رو
بگيد چاووش بخونه غم از دلا امون برده
بگيد حجله بيارند آخه مادر جوون مرده
پيغمبري كه عمري غمخوار امتش بود
روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟
فاطميه قصه گوي رنجهاست فاطميه تفسير سوز مرتضي ست
فاطميه شعر داغ لاله است قصه ي زهراي 18 ساله ست
فاطميه شرح ديوار و در است دفتر در مقام سخت زينب پرور است
ما گوشه نشينان غم فاطميه ايم
محتاج عطا و كرم فاطميه ايم
عمري است كه از داغ غمش سوخته ايم
ديدم که ازپس در پهلوي من شکسته است
فرياد من درآنجا علي علي علي بود
بر روي سينه من با ميخ در نوشتند
اين جرم گفتن علي علي علي بود
من هم زخون سينه بر روي در نوشتم
تنها گناه زهرا علي علي علي بود
زآن روزي که سيلي خورد زهرا
سيه شد روزگار اهل معنا
شنيدم زعارفي که مي فرمود
حکم فرج را کند زهراي سيلي خورده امضا
زهرا كه شهيد گشت بي جرم و گناه
هست از غم او، سينه ي عالم پر آه
ناموس خدا كجا و سيلي خوردن
لا حول و لا قوه الا بالله
کشته شد محسن آنان که تماشا کردنند
سند تير به اصغر زدن امضاء کردنند
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت
اي كاش مدينه در و ديوار نداشت
فرياد دل محسن زهرا اين بود
اي كاش در سوخته مسمار نداشت
كاش قلبم به قبرش راه داشت
كاش زهرا هم زيارتگاه داشت
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
و ز تربتِ او كسي نشان دارد، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري
جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه
بعد از اين خورشيد مي ماند غريب ، مي تراود از لبش ام يجيب . . .
از مشرق قلبم رسيده فاطميه . رخت عزايم كو ، رسيده فاطميه . . .
شهادت حضرت زهرا ، شهادت حضرت فاطمه ، دهه فاطميه ، عزاداري ، سوگواري :
حضرت محمد (ص) : فاطمه پاره تن من است . هر كه او را بيازارد ، مرا آزرده خاطر كرده است و هر كه او را شاد كند ، مرا نيز خوشحال نموده است .
دکتر شريعتي:
خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
«فاطمه، فاطمه است»
حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود ،
خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود ،
اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه ،
گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود .
شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسليت باد
امروزه بيشتر صاحبنظران بر اين باورند كه هيچ امري در زندگي انسانبراي پيشبرد اهداف او نميتواند مهمتر و مؤثرتر از مديريت و رهبري باشد.انسان پس از پيمودن مسيرهاي پرفراز و نشيب و طاقتفرسا، به اصول ومبانياي در مديريت دست يافته كه نتيجه آن، دگرگوني چهره جهان است.مديريت در دنياي كنوني، به فنون و رموزي پيچيده و اصولي پويا مجهز شدهاست. البته تحليل درباره مديريت، بحثي جديد نيست؛ بلكه از دغدغههايكهن بشر است و به يك ملّت اختصاص ندارد.
متفكران در طول تاريخ، درباره مديريت سخن گفته و آثاري گرانسنگاز خود به يادگار گذاشتهاند؛ از جمله افلاطون، ارسطو، فارابي،ابنخلدون، اخوان الصفا، ابن سينا و خواجه نظامالملك. در دنياياسلام، پس از رسول خدا(ص)، امام علي(ع) ترسيمي الاهي از اداره كارآمدجامعه ارائه كرده است.
مطالعه نهجالبلاغه و غررالحكم و دررالكلم، هر خواننده ژرفنگر را بااين حقيقت آشنا ميسازد كه آن حضرت، به اصول و مباني اداره جامعهاشاراتي صريح داشته است. اين نوشتار، با الهام از آموزههاي امام علي (ع)،مسائل مربوط به رهبري و مديريت را گرد آورده و به تحليل و تنظيم آنهاپرداخته است.
ادامه مطلب...
گزارشي از فينال جام جهاني در باريکه غزه!
عليرضا قزوه... به اسماعيل هنيه و مردم غزه

جهان همان كه بود، خواهد شد
و ما همان كه بايد باشيم
موسي و فرعون
يكي موسي خواهد شد
يكي فرعون
از ما و آنها
يكي شهيد خواهد شد و
يكي قابيل!
تو زنده ميماني اسماعيل!
بازي دارد به نيمه نهايي نزديك ميشود
اما بازي تمام نخواهد شد
فيفا و نازيها
شوراي امنيت و كاخ سفيد در يك سو
و بچههاي زخمي غزه در آن سو
بازي دارد به نيمه نهايي ميرسد
يازده گرگ با لباس و با چكمه
در الخليل دنبال يوسف زخمي ميگردند
رايس توپ را ميكارد درست بر نقطه پنالتي
خمپاره را ميكارد درست در سه متري دروازه
دروازه رفح
دروازه قديمي غزه
و طور سينا!
همه چيز قاطي شده ست با هم و
بازي ادامه دارد

النگوي ديويد بكام و ضجههاي هدي *
لبخند مارادونا و گريههاي خدا
فيگو پاس ميدهد به زيدان
دكو شوت ميزند به دروازه ايران
و ضربههاي سر دايي
ديگر افاقه نميكند
شيمون پرز نشسته است بر كرسي تمام مربيها
و ميچيند مهرهها را
تمام توپها
در غزه فرود ميآيند
مي خواهند تو را شهيد كنند اسماعيل!
درست در بين دو نيمه فينال
بوش كارت قرمز ميدهند به زمين
كارت قرمز ميدهند به طور و موسي
رايس كارت قرمز ميدهد به كولينا
كارت زرد ميدهد به كوفي عنان
شايد البرادعي به زمين آمد!
شايد كرزاي تعويض شد!
اسكولاري پاس ميدهد به سپ بلاتر
مارادونا به پله
پله به كلوزه
فردوسي پور از بهشت گزارش ميكند و
تمام ستارهها جمعند
نبرد هيتلر و موسوليني
داور بوش و خط نگهدار رايس و بلر
توپ جمع كن زلماي نمرودزاد!
داور تمام ساكنان فلسطين را ييرون كرد!
داور به هدي كارت زرد داد
شيمون پرز به بوش پرتقال خوني داد
با هر شوت
وزيري از حماس دستگير شد!

دروازه خودشان كوچك تر از توپ و
دروازه حريف ، تمام زمين
هواپيماهاي جنگي
فرود ميآيند بر زمين چمن
يازده گرگ ، آهويي را دنبال ميكنند و تماشاگران هورا ميكشند
يازده گرگ با دهان خوني
يك سرباز اسرائيلي با يازده ستاره شكسته بر شانه گم ميشود و
شهري در آتش ميسوزد!
ابراهيم را با چاقو ميزنند و
تو را ميخواهند شهيد كنند اسماعيل!
بازي به نيمه نهايي رسيده است
و بسته پيشنهادي شيطانها براي خدا
حاوي بمب است!
آقاي گل با چكمه
با مسلسل سنگين
بر سكو ميايستد و
بازي تمام ميشود
خدا ولي تمام نخواهد شد!
دوباره فرعون ، فرعون است و موسي موسي
تنها از ما و آنها
يكي شهيد خواهد شد و
يكي قابيل
بازي تمام ميشود
و نامها عوض خواهد شد
به جاي رايس
تخم مرغ گنديده
به جاي بوش
گوجه فرنگي له شده!
اما تو همچنان اسماعيل خواهي ماند!
نشسته ام كنار زمين
نه چمني
نه دروازهاي
نه قانوني
نه داوري
و منتظرم كه چه وقت خدا
به بستههاي پيشنهادي
جواب خواهد داد!

* هدي: دخترك فلسطيني كه چند روز پيش صهيونيستها پدرش را جلوي چشمش کشتند

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسله ی انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان تپید زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بو خادمش اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
کشتند غنچه ای که عطر ولایت بداد او از بس لگد به مادر نعم الجنین زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها افوختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود کندند از میدینه و در کربلا زدند
وز تیشه ی ستیزه در آن دشت,کوفیان بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو فریاد بر در حرم کبریا زدند
قسمتهایی از ترکیب بند معروف محتشم کاشانی
شهرت «فریــد من» تا حــد زیادی در تقابل نظریـات او با اقتصاددان بزرگ و پایهگذار اقتصاد نئولیبرالیزم، جان میناردکینز است. اقتصاددانی که نظریاتش تقریباً از سال 1930 تا اوایل دهه 1970 یعنی به مدت چهار دهه بر جهان غیر کمونیست حاکم بود؛ دانشگاه هاروارد را در تسلط خود داشت و پیــروان نظریات او بــزرگانــی چـون کنت گالبرایت، مشاور بر جسته اقتصادی کندی و جانسون روسای جمهوری سابق آمریکا و صاحب تألیفات فراوان بود.
جان میناردکینز که بحران 1930 را شاهد بود، به این نتیجه رسیده بود که بازار آزاد دارای نقایصی است و دولت در زمانی که بحرانهای سخت اقتصادی و بیکاری بشدت افزایش مییابد ـ البته در چارچوب اقتصاد سرمایــهداری ـ باید دخالت نماید. کینز میخواست دولت به گونهای دخالت نماید که جمع هزینههای دولت و سرمایه گذاری بخش خصوصی (هزینههای بخش خصوصی) ثابت بماند. به عبارت دیگر در زمان رکود و بحران، یعنی زمانی که بخش خصوصی نسبت به سرمایهگذاری بیتمایل میشود، دولت با افزایش هزینهها از عمیق شدن بحران جلوگیری نماید و با توجه به این موضوع که چسبندگی مزدها از قیمتها بیشتر است، موجب شود که اقتصاد به آهستگی از رکود خارج شود. اما هزینه بیشتر دولت به معنای کسر بودجه و تورم بود و کینز متوجه این موضوع بود، و احتمالاً تصور میشد با خارج شدن اقتصاد از رکود و افزایش در آمدهای دولت در مراحل بعدی کسر بودجه و تورم قابل کنترل باشد. کینز، این اقتصاددان شهیر میخواست اقتصاد سرمایهداری را از بیثباتی و بحران نجات دهد و البته تئوریهای او مبنای سیاستهای اقتصادی برای چهار دهه قرار گرفت.
اما تورمهای بدون سابقه در زمان صلح در دهه 1970 و پدیده تورم همراه با رکود را که جهان و بسیاری از کشورها در آن دهه تجربه میکردند فضا را برای نظریــات کینز تغییر داد و زمینــه را برای توجه بیشتر به نظریات فرید من و فردیک وانهایک و اقتصـاد دانان پولی که سیاستهای بسیار محافظه کارانه تری را در مورد عرضه پول ارائه مینمودند پدید آورد. آنها دخالت دولت را نا مطلوب و خواهان پول و قدرت خرید با ثبات بودند. این نظریات هر روز بیشتر تسلط خود را به اقتصاد جهان تحمیل میکردند و نهایتاً موجب شدند تا فرید من در 64 سالگی به جایزه نوبل دست یابد. چند سال بعد در ابتدای دهه هشتاد نظریات او بوسیله رونالد ریگان و مارگارت تاچر به آغوش کشیده شد و فرید من به عضویت هیـــات مشاوران سیاستهای اقتصادی ریگان در آمد.
کینز میخواست سرمایه داری را از بحران و فروپاشی نجات دهد، فرید من میکوشید اقتصاد سرمایه داری را از دست تورمهای سرکش همراه با رکود و دولتهای بزرگ برهاند.
این هر دو اقتصــاد دان بگونه ای در ارتقاء علم اقتصاد نقش مهمی دارند و بنظر میرسد زائیده شرایط دوران خود و البته امروزه وزنه به سمت نظریات فرید من است.
اما نظریهها همواره در عالم اجراء با آنچه بنیان گذاران نظریهها میپندارند متفاوت است. مارکسیسم در دست استالین و دولت دیکتاتوری شوروی نهایتاً صدمه فراوان دید؛ نظریات کینز موجب تورمهای سرکش همراه با رکود شد و توجیهی برای دولتهای دخالت گر، و نظریات فرید من نیز احتمالاً سر نوشتی متفاوت نخواهد داشت. چنانکه شاید امروز شکست نئو محافظه کاران در سیاست داخلی در آمریکا ( برنده شدن بی سابقه دموکراتها در انتخابات ماه گذشته و بدست گرفتن هر دو مجلس آمریکا )، و شکست سیاست خارجی آنها ( جنگ عراق، خاورمیانه بزرگ و گزارش بیکر- همیلتون ) و افزایش بدهیهای آمریکا و کسر موازنه خارجی، بدون شک زمینه را برای نقد نظریات حاکم بر نئومحافظه کاران پدید خواهد آورد و نظریات اقتصادی آنها مستثنی نخواهد بود.
هم اکنون نیز حداقل دو برنده نوبل اقتصاد جوزف استیگلیتز ( سال 2001) و امارتیا سن ( سال 1998) بر نظریات فرید من و سیاستهای منتج از آن برای بعضی کشورهای جهــان ســوم و در زمان بحرانهایی مانند خشکسالی و قحطی ایراد وارد نموده اند و خواستار نقش لازم برای دولت شده اند، البته دولتی خوب. از طرف دیگر جناح راست حزب جمهوریخواه یا نئو محافظه کاران آمریکا، ریگان و بوش پسر که خود را پیروان نظریات فرید من میدانند دولت آمریکا را کوچک نکردند، آنها از مالیات سرمایه داران و شرکتهای بزرگ کاستند، هزینههای اجتماعی دولت را کنترل نمودند ولی به هزینههای نظامی افزودند و سازمانهای جدید امنیتی را تأسیس کردند و لذا دولت فدرال آمریکا هر روز در طول زمام داری آنها بدهکار تر شد. در سال 1981 اولین سال ریاست جمهوری ریگـان بدهیهای دولت بــرای اولین بار از رقـم یک تریلیون دلار گذشت و فقط در پنج سال اخیر بوش پسر حدود 5/2 تریلیون دلار به دولت آمریکا افزود و از مرز 8 تریلیون دلار گذشته است علاوه بر آن امروز آمریکا بطور متوسط با کسر موازنه پرداختهای خارجی حدود 60 میلیارد دلار در ماه رو برو است که تا کنون بی سابقه بوده است. آمریکا بار دیگر بنظر میرسد از نظر اقتصادی در شرایط سالهای اولیه 1970 قرار گرفته است و از نظر جهانی نیز شاید شرایط تا حدی قابل مقایسه باشد. در جنگ ویتنام در گیر بود و آمریکای لاتین خسته از سیاستهای آمریکا، به راهی دیگر رفت و امروز بار دیگر چاوز و اورتگا بر میگردند، و آمریکا در جنگ عراق در مانده است.
آیا این شرایط نظریات جدیدی در زمینه اقتصاد به جهان عرضه خواهد کرد؟ ممکن است. نویسنده هرگز به بقای ابدی نظریات اعتقاد نداشته است و ضمن اینکه اقتصاد را پیش از دیگر علوم انسانی و اجتماعی دقیق میداند ولی معتقد است این علم بسیار دورتر از آنچه علم ریاضیات و فیزیک میدانیم قرار دارد و زیبایی آن نیز به همین جهت است که بالاخره موضوع مطالعــه اش انسان و جوامع بشری و رفتار اقتصادی آنها است. باید به هوش بود و این بر اقتصاد دانان بر جسته ما است که نه با اغراق در ارج یک نظریه بلکه به جستجوی نظریههای نو و البته کامل تر و کارا تر را در ابتدای حرکت شناسایی کنند، توجه داشته باشیـم نظریـات فرید من در نیمه دوم سالهای 1960 و اوایل دهه 1970نیز مطرح بود ولی آنها که آن زمان دانشجوی اقتصاد در ایران بودند سنگینی تفوق کینز را حس میکردنـد و با غرور کتاب کینز را که ترجمه شده بود با خود حمل میکردند.
از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ام زماه
امشب دگر ز هر که و هرکه خسته ام